الشيخ أبو الفتوح الرازي
218
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بعضى گفتند : آن عهدهاست كه ايشان بستند پيش از نزول آيت بر موازرت و معاونت يكديگر بر آن كه بر ايشان ظلم كند ( 1 ) بر او يك دست و يك زبان باشند و اين قول عبد اللَّه عبّاس است . و ربيع انس و ضحّاك و قتاده و سدّى و سفيان ثورى و بعضى دگر گفتند : مراد آن عهدهاست كه در كتب اوايل است با اهل كتاب كه : لَتُبَيِّنُنَّه لِلنَّاسِ وَلا تَكْتُمُونَه ( 2 ) . . . ، كه وصف رسول - عليه السّلام - و نبوّت او پنهان نكند ( 3 ) و تغيير و تبديل نكنند . روايتى دگر از عبد اللَّه عبّاس آن است كه مراد جمله اوامر و نواهى قرآن است در احكام حلال و حرام و حدود و فرايض . خداى تعالى عهد گرفت بر مكلفان كه نقض نكنند آن را و خلاف آن نكنند . بعضى دگر گفتند : مراد جملهء عهدهاست كه مردمان با يكديگر كنند و اين قول ابن زيد است . و عبد اللَّه بن عبدة ( 4 ) و جبّائى گفت : مراد آن است كه : سوگند نگاه دارند و دروغ نكنند ( 5 ) و خلاف آنچه بر آن سوگند خورده باشند نكنند الَّا سوگند بر معصيت كه آن جا ( 6 ) رها كند ( 7 ) تا حنث حاصل آيد و كفّارت كند بنزديك فقها و بنزديك ما سوگند بر معصيت منعقد نباشد و اگر خلاف كند بر او كفّارت نباشد و اوليتر از اين اقوال قول عبد اللَّه عبّاس [ است ] ( 8 ) كه مراد اوامر و نواهى است و احكام و حدود و فرايض براى آن كه اين عامتر است و پر فايدهتر و نيز تا نسبت دارد با اين لفظ كه در عقب اوست من قوله : * ( أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الأَنْعامِ ) * ، حلال كردند شما را بهيمه ( 9 ) چهار پايان و چهار پاى را با ( 10 ) آن بهيمت خوانند كه مستبهم ( 11 ) باشد از گفتن و جواب دادن
--> ( 1 ) . تب ، مر : كنند . ( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 187 . ( 3 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : نكنند . ( 4 ) . لب ، مر : عبيدة . ( 5 ) . مر : نگويند . ( 6 ) . لت : اين جا . ( 7 ) . تب : كنند . ( 8 ) . اساس : ندارد از وز افزوده شد . ( 9 ) . اساس ، مر : به همه با توجّه به وز و فحواى كلام تصحيح شد . ( 10 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، لت : به ، مر ، مت : براى . ( 11 ) . مر : مبتهم .